شعری از ملک‌الشعرای بهار در مورد سنگ قبر 

در خوردن بشر، خاک از بس که حرص دارد
از سنگ قبر هر روز دندان نو گذارد!!! 

سنگ مزار عاشق سرپوش نامرادی است
این سنگ را کس ای کاش از جای برندارد 

بهتر بود ز سیصد الحمد و قل هو الله
صاحب دلی کز اخلاص ما را به حق سپارد 

ما کودکان خاکیم، این خاک مادر ماست
زین رو بود که ما را در سینه می‌فشارد! 

پاداش اشک حسرت کآمد به چشم عاشق
ابری ست کز پس مرگ بر تربتش ببارد 

نقل از: گنجینه بهترین شعرها temenna.blogfa.com