در سوک عزیزان و مجلس مداحی:

هرگز شده زین خاک، بجویی که تن کیست؟
وین گرد غم آلود غبار بدن کیست؟

از زیر قدومت شدی آگاه که آیا
مأوای که خواهد شد یا که وطن کیست؟

بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان
کاین پنبه برخاسته آیا کفن کیست؟

آن غنچه خندان که نمودست دهن باز
لب‌های پر از خنده و شکر شکن کیست؟

آن خشت که سر بر سر هم هِشته به هر کاخ
اعضای که می‌باشد و یا خاک تن کیست؟

آن رخنه دیوار که بر دیده هویداست
چاک دل سوزان که، خندان دهن کیست؟

امروز که خاک دگران شد چمن ما
تا روز دگر خاک من و تو چمن کیست؟

از طائی شمیرانی

نقل از: http://mohaeman.blogfa.com