چه سان؟
در سوگ عزیزان:
افسانه (بدنامی) حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم، با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
از: کلیم کاشانی
یا:
یک روز در بهار گذشت و کنار گل
روز دگر به ماتم گل در خزان گذشت
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:7 توسط مستوفی
|
به نام خدا