هر که جگرگوشه داشت، خون به جگر شد؟
در جگرم آتش است! از که بنالم؟!

خواستم بوسه گرم از لب گلگون ببرم
حال باید جگر داغ و دل خون ببرم

آتش بزن به سینه‌ی آتش گرفته‌ام
آتش گرفته را مگر آتش کند خموش

از کتاب اقلیت نوشته فاضل نظری