در سوک عزیزان:

این دو روز عمر در ناکامی و حیرت به سر شد
لحظه‌ها در ماتم و افسردگی‌ها سربه‌سر شد

در جوانی سوخت ما را غنچه نشکفته دل
در بهاران نیز، دل از عشق خوبان دربه‌در شد

عهد مهرویان، فریبی بود در غوغای هستی
شور و مستی‌ها سرابی بود و یکسر شور و شر شد

ناله‌های ساز ما هم در گلو بشکست ساقی
عاقبت رنجور از جور زمان، سر زیر پر شد

تا به کی در کوره راه زندگی باید دویدن؟
داد از این سرگشتگی‌ها، داد از این بیهودگی‌ها

از: استاد هرمز صمدانی