گل ما
در سوک عزیزان:
فلک آخر ربودی تو گل فرزانه ما را
به خاموشی سپردی محفل و کاشانه ما را
ندانم از چه رو کردی شغل خویش گل چیدن
گل ما را چیدی و بر هم زدی گلخانه ما را
در سوک عزیزان:
فلک آخر ربودی تو گل فرزانه ما را
به خاموشی سپردی محفل و کاشانه ما را
ندانم از چه رو کردی شغل خویش گل چیدن
گل ما را چیدی و بر هم زدی گلخانه ما را
در سوک اشخاص مذهبی:
در عرش ندای ربنا میآید
آوای خوش خدا خدا میآید
فریاد که وا کنید درهای بهشت
مهمان خدا ز کربلا میآید
درابتدا برخود وظیفه میدانم از طرف بازماندگان عزیز مجلس به نام (سببی و نسبی) از این همه ابراز محبت، تشریک مساعی و اظهار همدردی یکایک سروران معظم، خواهران و برادرانی که از راههای دور و نزدیک قدم رنجه کردند و با حضورشون مجلس (سومین روز درگذشت) این مرحوم (مرحومه) را زینت دادند تقدیر و تشکر کنم.
انشالله عزیزان داغدیده در مراسمات شادی و همچنین بدرقه و استقبال سفرهای زیارتی شما جبران محبتهای شما عزیزان را بنمایند و متقابلاً از لسان گرم شما بزرگواران این مصیبت را به دودمان محترم و معزز معزا تسلیت عرض مینمایم و از درگاه ایزد منان برای عزیزسفر کرده غفران و برای بازماندگانش صبر و اجر صبر را مسئلت دارم.
نقل از سایت: http://enayat2015.blogfa.com
ای عاشقان دنیا، دنیا وفا ندارد
مرگ است آخر كار، چون و چرا ندارد
هر درد را دوائیست، جز مرگ خانمان سوز
این درد ِ ناگهانی، هرگز دوا ندارد
داری هزار خانه، بنگر به خانۀ قبر
این خانۀ من و توست، ما و شما ندارد
تیر اجل به هر شكل، روزی سراغت آید
این تیر سرنوشت است، دید خطا ندارد
یك روز امیر بودن، یك روز اسیر بودن
پیك اجل چو آید، شاه و گدا ندارد
شادی مجو ز دنیا، دار غم است اینجا
جز قصۀ غم انگیز، این غم سرا ندارد
هر جا گل است و گلزار، غرق صفاست آنجا
باغی كه گل ندارد، هرگز صفا ندارد
بر شادی دو روز دنیا مَبند دل را
دنیا به جز بلا و جور و جفا ندارد
هر كس ستم نماید، بیند سزای كارش
چوب خدا به هر شكل، هرگز صدا ندارد
نقل از سایت: http://enayat2015.blogfa.com
در سوک عزیزان:
به هر بهار، گُل از زیر گِل برآرد سر
گُلی برفت که ناید به صد بهار دگر
در سوک عزیزان:
گلچین خزان زود بچیدی گل ما را
در خاک نشاندی گل یکدانه ما را
ای باد خزان شیوه تو چیدن گلهاست
با شیوه خود سخت شکستی دل ما را
در سوک عزیزان
ز هجران تو پرپر میزند دل
ز دلتنگی به هر در میزند دل
چو بلبل در فراق رویت ای گل
به دیوار قفس سر میزند دل
در سوک عزیزان:
باز این قصه تکراری گلبرگ و خزان
شرح حالی است برای تو که بیتکراری
دلبری کردی و دلدار تو را با خود برد
این بود عاقبت نیکی و خوش کرداری
در سوگ عزیزان:
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشهی عمر من است ...
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تار موی توست اما ریشهی عمر من است ...