نمونه وصیت نامه

متن وصیت نامه:
بعد از شهادت به وحدانیت خدای تعالی و شهادت به جمیع انبیا و نبوت و خاتمیت حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و اقرار به ولایت و وصایت دوازده نفر از اوصیای بر حق رسول خدا (ص) که امامان معصوم و والیان ولایت کلیه الهیه‌اند با صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین و بعد از اقرار به عقاید حقه دین مبین اسلام و قبول تمام شئون شریعت محمدی (ص) در عین سلامتی و بدون اجبار:
اینجانب ... فامیل ... فرزند ... دارای شناسنامه شماره ... صادره از ... ساکن ...
وصیت نموده و وصی خود قرار دادم:
آقای / خانم ... فرزند ... به شماره شناسنامه ... صادره از ...
که با نظارت آقای / خانم ... فرزند ... به شماره شناسنامه ... صادره از ...
به وصیت‌های من به شرح ذیل عمل نماید:
محل دفن:
نماز وحشت:
تجهیز و تعزیه داری:
نماز استیجاری:
روزه استیجاری:
خمس و زکات:
مظالم عباد:
کفارات:
نیابت حج:
و از این موارد قسمتی که از اصل ترکه حساب نمی‌شود،‌ از ثلث مالم برداشته و بقیه ثلث را در موارد ذیل به مصرف برسانند: ...
دیون و بدهکاری‌های من از این قرار است:
1- مهریه زوجه دائمی خود به نام ... فامیل ... فرزند ... به شماره شناسنامه ... صادره از ... به مبلغ ...
2-
3-
و مطالبات من به شرح ذیل است:
1-
2-
3-
و قیمومیت اطفال خود را با لحاظ غبطه صغار به آقای / خانم ... فامیل ... فرزند ... شماره شناسنامه ... صادره از ... واگذار می‌نمایم.
ضمناً از باقیمانده ثلث مالم:
مبلغ ... به مصرف ...
و مبلغ ... به مصرف ... برسانید.
فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علی الذین یبدلونه
به تاریخ ...
امضای وصیت کننده / امضای وصی / امضای ناظر / امضای قیم / امضای شهود

نمونه وصیت نامه

توفیقات ربّانی شامل حال اینجانب ... شهرت ... دارای شناسنامه شماره ... صادره از: ... فرزند ... ساکن ... شده که به وحدانیّت الهی و نبوّت جمیع انبیاء و خاتمیّت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و ولایت و عصمت ائمه اثنی عشر و حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین و به کلیّه عقاید اسلامیّه اصولاً و فروعا اقرار و در حال صحّت و اختیار من دون الاکراه و الاجبار در حالتی که تمامی اقاریر شرعیّه از من ممضی و نافذ بود وصیّت نموده و وصیّ خود قرار دادم
آقای ... شهرت ... به شماره شناسنامه ... صادره از ...
را که با نظارت آقای ... شهرت ... به شماره شناسنامه ... صادره از ...
به وصیت‌های من که در این اوراق به شرح رفته است عمل نماید:
1. محل دفن ...
2. نماز وحشت ...
3. تجهیز و تعزیه داری ...
4. نماز استیجاری ...
5. روزه استیجاری ...
6. خمس ...
7. زکات ...
8. مظالم العباد ...
9. نیابت حج ...
10. کفّارات ...

و از این موارد قسمتی که از اصل ترکه حساب نمی‌شود از ثلث مالم برداشته و بقیه ثلث را در موارد زیر به مصرف برساند ...
و بدهکاری‌های من از این قرار است.
1. مهریّه زوجه دائمی خود ... شهرت ... شماره شناسنامه ... صادره از ... فرزند ... مبلغ ...
2. ...

و مطالبات من دین شرح است:
1. ...
2. ...

و قیمومیت اطفال خود را با لحاظ غبطه صغار به جناب ... شهرت ... به شماره شناسنامه ... صادره از .... فرزند ... واگذار نمودم.
فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما إثمه علی الّذین یبدّلونه .


به تاریخ ... امضاء وصیّت کننده: ...
امضاء وصی امضاء ناظر امضاء قیّم
شهود:
1. ...
2. ...
3. ...
ملاحظات: ...
منبع:کشف الیقین

نقل از: http://www.askdin.com/thread12660.html

وصیت نامه وحشی بافقی

روز مرگم، هر که شیون کند، از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا، سیر، شرابش بدهید
مست مست از همه جا، حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین، به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند، جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک، قلمه تاک زنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفت

نقل: http://karimnia.blogfa.com/post-219.aspx

نمونه‌ی یک وصیت نامه کامل و شرعی

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد

اینجانب در تاریخ ششم اسفند سال 91 به موارد ذیل وصیت می‌کنم:
وصیت نامه‌های دیگر قبل از این تاریخ از درجه‌ی اعتبار ساقط است.
این وصیت نامه دارای شش بخش می‌باشد:

بخش اول: تعیین عوامل

1- تعیین وصی یعنی من وصی خود قرار می‌دهم فلانی را (وصی باید مورد اعتماد باشد یعنی به وصیت عمل کند. گاهی انسان به فرزندش هم اعتماد ندارد)

2- تعیین ناظر بر وصی یعنی کسی را به عنوان ناظر انتخاب کنید تا بر کار وصی نظارت کند البته این برای کسانی است که مال و اموال زیادی دارند ولی اگر کسی  اموالی ندارد نیاز به تعیین ناظر نیست.

3- تعیین قیم برای فرزندان صغیر. وقتی فردی از دنیا می‌رود که دارای فرزندان صغیر است به طور طبیعی اگر پدر داشته باشد ایشان سرپرست فرزندان می‌شود ولی اگر پدر هم از دنیا رفته باشد باید به حاکم شرع مراجعه کرد تا سرپرست مشخص بشود مگر اینکه قبلاً سرپرست مشخص شده باشد. در وصیت امام خمینی (در سال 1330) داریم: اکنون یک فرزند غیر بالغ بنام احمد دارم، وصی من قیم اوست. (وصی امام حاج آقا مصطفی بودند)

وقتی کسی فوت می‌کند مردم به خانه‌ی او می‌آیند و آن‌ها در شب‌های اول، دوم و سوم اطعام می‌دهند. باید بدانید که در خانه‌ای که فرزند صغیر است بدون اجازه‌ی سرپرست نمی‌توان این کارها را کرد و اگر سرپرست تعیین نشده باشد چه کسی می‌خواهد اجازه‌ی این کار را بدهد؟ اگر بخواهیم اجازه بگیریم خیلی طول می‌کشد.

در رساله‌ی امام خمینی مسئله 877 داریم: اگر بعضی از ورثه‌ی میت صغیر باشند تصرف در ملک این میت حرام است و نماز در آن باطل است بدون اجازه‌ی ولی شرعی. اگر فردی فوت کند و اقوام به منزل او بیایند و فرزندان صغیر او ولی شرعی نداشته باشند، رفتن به این خانه و نماز خواندن در این خانه جایز نیست.

در استفتائات مرحوم آیت الله گلپایگانی در مورد مخارج تجهیز میت سؤال کرده‌اند یعنی مصارف سوم، هفتم و چهلم (در صورتی که میت وصیت نکرده باشد)، میت دارای فرزندان صغیر است چه باید کرد؟ فرمودند: مخارج تجهیز به مقدار واجب از اصل برداشته می‌شود (واجبش یک کفن است). پس اگر میت فرزند شش ماهه یا هفت ساله یا به سن تکلیف نرسیده دارد، باید ولی تعیین بشود و تصرفات باید به نفع صغیر باشد و نمی‌توان از مال صغیر برداشت، اگر فرزند کبیر دارد باید از مال آن برداشته شود یا خانم از مال خودش بردارد. موارد زیادی است که میت فرزند صغیر دارد و مردم به خانه‌ی او می‌آیند و به این مشکل توجهی نمی‌کنند. در وصیت ثلث مال این مشکل حل می‌شود. میت می‌تواند وصیت کند که ثلث اموالم را برای مراسم بگذارید. اما اگر کسی وصیت به ثلث مال نکرده باشد تمام اموال به فرزندان می‌رسد. حتی کفن هم باید به مقدار واجب باشد نه مستحب. در ادامه می‌فرماید: بیش از آن چون میت وصیت نکرده است باید از مال فرزندان کبیر خرج شود و اِلا نه. باز در مورد مجالس پرسیده‌اند که فرموده‌اند: جایز نیست. پس تعیین سرپرست مشکل در تصرف مال را حل می‌کند و وصیت به ثلث، مشکل مخارج را حل می‌کند. مثلاً جوانی از دنیا رفته است و می‌خواهند مراسم بگیرند، از مال صغیر نمی‌توان مراسم گرفت مگر اینکه میت وصیت به ثلث کرده باشد. خوب است که انسان سرپرستی فرزندان را به مادر فرزندان واگذار کند البته اگر مادر دنبال سرپرستی است. پس بخش اول معین کردن وصی ناظر و سرپرست فرزندان است.

بخش دوم بدهکاری‌هاست. بدهکاری‌ها عبارت است از: مهریه همسر، ما باید مهریه همسرمان را بنویسیم. سؤال کرده‌اند که ما باید مهریه را به نرخ روز بدهیم؟ این سؤال را هر کس باید از مرجع تقلیدش بپرسد. دوم اینکه اگر به افرادی بدهکار هستیم آن را بنویسیم. سوم اینکه خمس درآمدها تا روزی که از دنیا می‌رود را بنویسیم. اگر سال خمسی فردی اول فروردین است و روز ششم فروردین از دنیا رفته است پس باید خمس تا امروز را پرداخت کند زیرا اگر از دنیا نمی‌رفت زمانش فرا رسیده بود که خمس را بپردازد. اگر گفته‌اند که خمس سالیانه باشد به خاطر این است که انسان به زحمت نیفتد و الا هر درآمدی خمس دارد. پس درآمدهای خمسی خودش از سال گذشته تا تاریخ فوت را می‌نویسد. حتماً سال خمسی خودمان که اول فروردین است را بنویسیم. چهارم این است که اگر خمس و زکاتی را بدهکار هستیم بنویسیم. پنجم حج واجب است یعنی اگر حج بر گردن من مستقر شده است و من باید به حج می‌رفتم و کوتاهی کرده‌ام بنویسم که حج واجب بر ذمه‌ی اینجانب است و شخصی از من نیابت کند. کسانی که ثبت نام کرده‌اند باید از مراجع تقلیدشان سؤال کنند. خیلی‌ها به نیابت پدرشان به حج می‌روند، خیلی از این نیابت‌ها باطل است زیرا حج نائب باید کامل باشد و در حمد و سوره غلط دارد. اگر کسی حج خودش باشد تلاش می‌کرد که حمد و سوره را درست کند و خدا می‌پذیرفت ولی عمل نائب باید صددرصد درست باشد. بسیاری از این نیابت‌ها مشکل دارد زیرا نمی‌تواند نیابت بکند. نماز، طواف و اعمال نائب باید خیلی عالی باشد. در وصیت نامه باید نوشت که شخصی با تأیید دفتر مراجع  به نیابت اینجانب گذاشته شود. زائری بود که می‌گفت من به نیابت آمده‌ام و وقتی نمازش را تا ایاک نعبدوا خواند، متوجه شدم که نمازش قابل اصلاح نیست. داستان حج را جدی بگیرید و اگر کسی را می‌شناسید می‌توانید به عنوان نائب انتخاب کنید.

مرحوم آیت الله حکیم فرمودند که رفیقی داشتم که از دنیا رفت و قرار بود که هر کس که زودتر از دنیا رفت به خواب دیگری بیاید. بعد از یک سال به خواب من آمد و گفت که من حج را بجا نیاورده بودم در حالی که واجب الحج بودم، وقتی من می‌خواستم بمیرم به من گفتند که تو نمی‌توانی مسلمان بمیری یا باید یهودی بمیری یا نصرانی. چهارده معصوم در کنار من بودند و حضرت فاطمه به امام زمان (عج) سفارش کردند که شما امسال به نیابت این آقا به مکه برو. من یک سال منتظر بودم تا امام نیابت کردند و بعد من آزاد شدم. این داستان در کتاب روزنه‌های غیب آمده است. آیا ما می‌توانیم به این امید باشیم که همه‌ی ما را امام زمان (عج) نیابت کند؟ ششم اینکه اگر بدهکاری دیگری داشتیم هم بنویسیم.

بخش سوم، وصیت به یک سوم مال است یعنی می‌نویسید که یک سوم اموالم در این امور هزینه شود؛ و چهار سال نماز و روزه. امام خمینی در وصیتشان فرموده بودند که احتیاطاً چهار سال نماز و روزه برایم بگیرید. البته این نباید مورد سوء استفاده ثروتمندان قرار بگیرد که اگر نماز نخواندیم بعداً وصیت می‌کنیم چون عِقاب نماز نخواند باقی می‌ماند. اگر ما نماز و روزه را در وصیت نامه ننویسیم ورثه تکلیفی ندارند و. گناهی مرتکب نشده‌اند. حتی اگر ما از ثروتمندترین افراد باشیم. دوم در مورد رد مظالم احتیاطی را می‌نویسیم که برایمان داده بشود. سوم در مورد کفارات می‌نویسیم. اگر ما قضای روزه‌ی سال قبل را داشته باشیم و آن را نگیریم تا ماه رمضان سال بعد برسد، باید کفاره بدهیم.

بخش چهارم  هزینه‌ی غسل، کفن، دفن و مراسم را بنویسیم. در این صورت اگر فرد، صغیر هم داشته باشد مشکلی وجود نخواهد داشت. زیرا این از ثلث مال است و برای خود میت است. البته هزینه‌ها باید متعارف باشد.

بخش پنجم وصیت برای خویشاوندانی که ارث نمی‌برند. فردی اولاد، پدر و مادر دارد و پسر عموی فقیری هم دارد که این پسر عمو ارث نمی‌برد ولی می‌تواند که وصیت کند که این پسر عمو از او ارث ببرد. نفقه‌ی سه گروه به عهده‌ی ماست: خانم و فرزندان و نوه‌ها و پدر و مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ. البته نفقه‌ی همسر مقدم است. اگر ما در زمان حیات از اقوامی غفلت کرده‌ایم می‌توانیم برای افراد فامیل وصیت کنیم. ششم اینکه می‌توانیم از باقی مانده‌ی ثلث مالمان هزینه‌ی کار خیر بکنیم یعنی برای هزینه بیمارستان یا مدرسه خرج کنند. به شرط اینکه ورثه نیازمند نباشد و اموال زیادی داشته باشد ولی اگر این طور نیست وصیت نکنیم بهتر است. آیت الله بروجردی وصیت کرده بودند که یک سوم اموالشان وقف عزاداری سیدالشهدا بشود. آیت الله احمدی میانجی سفارش کرده‌اند که نگویید: یک سوم تمام اموالم را وصیت می‌کنم زیرا وقتی می‌گویید که یک سوم تمام اموالم، ورثه گرفتار می‌شوند. پس بگویند یک سوم اموالم از خانه یا از پول نقد یا مزرعه یا مغازه.  پس خوب است که مال معینی را بگویند.

پخش پنجم این است که مطالبات خودش را بنویسد که مثلاً از فلانی این قدر طلب دارم.

بخش ششم وصیت اخلاقی است. مثلاً پدر وصیت می‌کند که من در ماه رمضان به فقرا کمک می‌کردم یا در عزاداری‌ها شرکت می‌کردم، شما هم این کار را فراموش نکنید.

امام خمینی در وصیت نامه  سال 1330 می‌فرمایند: وصیت مهم من به همه‌ی اولادهایم خصوصاً مصطفی آن است که با مادرشان سازگار و مهربان باشند و رضایت خاطر ایشان را به عمل آورند زیرا ایشان به همه‌ی ما حقوق فراوان دارد و ادای آن بر من میسر نشده است. فرزندان من باید به اطاعت و جلب رضایت ایشان خدای تعالی را راضی کنند؛ و بدانند رضایت من از آن‌ها منوط به رضایت مادرشان است؛ و خود فرزندان من با هم گرم باشند و مطیع برادر بزرگ‌ترشان باشند و ایشان مهربان به آن‌ها باشد. این توصیه‌ها خیلی مؤثر است زیرا طرف می‌گوید که پدرم گفته است که هوای مادرتان را داشته باشید و تا سی سال هم یادش نمی‌رود. زیرا این تأکید ویژه است.

بحث دیگر حق واگذاری استفاده خانه به همسر است. مثلاً وقتی فردی از دنیا می‌رود همسرش یک هشتم ارث می‌برد. این مبلغ مقداری نیست که مادر بتواند یک خانه‌ی آبرومند تهیه کند، بچه‌ها خانه را می‌فروشند و یک هشتم مادر را می‌دهند. برای اینکه مشکلی پیش نیاید خیلی از بزرگان مثل امام این کار را کرده‌اند یعنی فرد در زمان حیات به همسرش بگوید که من حق استفاده از این خانه‌ی مسکونی خودم (آدرس منزل) را تا زمانی که در حیات هستی به تو واگذار می‌کنم. این غیر از وصیت به ثلث است. این بحث در کتاب تحریرالوسیله امام موجود است. به این کار حق حبس می‌گویند. ملک از ارث فرزندان بیرون نمی‌رود و وقتی مادر از دنیا می‌رود می‌توانند ملک را تقسیم کنند. این کار نیاز من ایجاب و قبول است یعنی این مطلب را به خانمش بگوید و خانم هم این مطلب را قبول کند. در وصیت نامه‌ی امام داریم که حق استفاده از اثاث خانه را به مادرتان واگذار کردم. تا وقتی که زنده است. پس کسی حق ندارد که اثاث خانه را در زمان زنده بودن همسر قسمت کند.

در پایان وصیت نامه تعداد بخش نوشته می‌شود و به امضای گواهان می‌رسد.

در وصیت نامه‌ی امام آیت الله حائری و دیگران شهادت داده‌اند. وقتی  آیت الله بروجردی می‌خواستند وصیت کنند فرموده بودند که من می‌خواهم وصیتم را محضری کنم، محضردار خبر کنید. با محضری کردن مشکلات بعدی پیش نمی‌آید.

نباید بازماندگان با وصیت به دردسر بیفتند. گاهی در وصیت نامه جزئیاتی می‌نویسند که مثلاً در کجا مرا دفن کنید یا فلان کار را بکنید یا ... یعنی کارهایی که دیگران را به زحمت می‌اندازد. امام خمینی در وصیت نوشته‌اند که اگر میسور باشد بدون زحمت و کلفت، کتاب‌هایی که نوشته‌ام به تدریج چاپ بشود. وصیت نامه حتماً باید در حضور عالم باشد و بدون مراجعه به عالم نباشد.

اگر وارثی گفت که دیون پدر را نمی‌دهم و فقط می‌خواهم ارثم را بگیرم، هر کس که به او ارث رسید مکلف است که دیون را بپردازد.

خوب است که هر سال در وصیت نامه تجدیدنظر بشود که مشکلی پیش نیاید.

منظور از حج، حج واجب است و نیازی نیست که کسی حج عمره را وصیت بکند.

صغیر یعنی کسی که به تکلیف شرعی نرسیده باشد و مکلف نشده باشد، دختر نه سال و پسر پانزده سالش تمام نشده باشد. پس هر کس به تکلیف نرسد صغیر به حساب می‌آید؛ و نمی‌توان د ر مال صغیر تصرف کرد.

تمام دیون میت نقد می‌شود. یعنی اگر من یک میلیون به شما بدهکار باشم و قرار باشد که یک سال دیگر بدهم وقتی فوت می‌کنم باید همان موقع دین را بپردازند و دین نقد می‌شود. مگر اینکه این مال برای موسسه‌ای باشد که راضی باشد و ورثه آن مال را کنار بگذارند.

نماز و روزه را نباید به هر کس بدهیم که بخواند. می‌توانید از دفاتر مراجع سؤال کنید.

ان‌شاءالله خداوند به همه توفیق تنظیم سفر آخرت و آماده شدن به این سفر را عنایت بفرماید.

حجت الاسلام والمسلمین سید حسین حسینی قمی (متولد 1341، شهر مقدس قم، تحصیلات: خارج فقه و اصول)

نقل از برنامه سمت خدا: یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
http://ch3.ir/samtekhoda/index.php?option=com_content&view=article&id=1066:911206&catid=34:hosseini&Itemid=300

 

 

وصیت انیشتین

بخشی از وصیت نامه منتسب به انیشتین

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه‌ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می‌گیرد و آدم‌هایی که سخت مشغول زنده‌ها و مرده‌ها هستند از کنارم می‌گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگی‌ام به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگی‌ام را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشم‌هایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم‌های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره‌ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده‌اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه‌هایش را ببیند.

کلیه‌هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می‌کند.

استخوان‌هایم، عضلاتم، تک‌تک سلول‌هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آن‌ها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول‌هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آن‌ها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعف‌هایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.

نقل از: http://livescience.ir/


 

وصیت علامه محمد قزوینی

اینجانب محمد قزوینی دارای شناسنامة شمارة 1276 صادره از قونسولگری ایران در پاریس ساکن طهران، خیابان فروردین، کوچة دانش از جانب خود جناب آقای سید تقی‌زاده را وصی شرعی و نایب مناب مطلق خود نمودم که بعد از واقعة اجل محتوم من که آخر کار هر کسی است جزئی ترکة مرا که صورت آن در ذیل مذکور خواهد شد کمافرض‌الله و آن طور که خودشان به غبطة ورثة من مصلحت می‌دانند در مواردی که من ذیلاً معین می‌کنم برسانند.

ترکة من فعلاً عبارت است: اولاً از یک آپارتمان ملکی من در پاریس، کوچة گازان (آرّندیسمان چهاردهم پاریس) که در همین ماه جاری مشتری برای آن پیدا شد به مبلغ چهارصد هزار فرانک که نفروختم، و قریب پنجاه هزار فرانک هم مبل و اثاثیه آنجا دارم.

ثانیاً 75000 (هفتاد و پنج هزار) فرانک هم سهام موسوم به Rente francaise31/2 1942, amort. دارم که در بانک موسوم به Comptoir National d'Escompte de Paris. Administration Central, 14 Rue Bergér, Paris 9e امانت است و نمره و نشان حساب من در بانک مزبور این است: Relations Etrangéres, D.E. 22.648.

ثالثاً مبلغ بیست و نه هزار و چهارصد و نه (29409) فرانک در همان بانک مزبور پول نقد دارم.

رابعاً هر ساله مبلغ 2625 فرانک منفعت ثابت سهام مزبوره در پاراگراف «ثانیاً» است که هر ساله 31 دسامبر بر این مبلغ نقد اضافه می‌شود.

خامساً در طهران یک خانه دارم که در همین سال جاری 1326 شمسی در ماه خرداد خریده‌ام. به مبلغ سی و شش هزار تومان خریده‌ام و تا به حال قریب دو هزار تومان بل به‌طور قطع بیشتر در اصلاحات و تعمیرات و آسفالت کوچه در آن خرج کرده‌ام و اگر برق را هم که به توسط اقدامات وزارت فرهنگ مجاناً در آن برقرار شده ولی معمولاً دو هزار تومان با منّت خرید و فروش می‌شود بر آن بیفزائیم این می‌شود درست سی و نه هزار تومان قیمت فعلی آن.

سادساً بعضی اثاثیة خانه و قالی و صندلی و غیرها اینجا خریدم که فعلاً هیچ نمی‌دانم قیمت مجموع آن‌ها چقدر است و حوصلة تفتیش در کاغذجاتم برای تعیین قیمت خرید آن را نداشتم.

سابعاً قریب سه هزار جلد کتاب نیز دارم از هر نوع چاپی و خطی و بزرگ و کوچک که به هیچ وجه من‌الوجوه فعلاً نمی‌توانم قیمت آن‌ها را که در عرض چهل سال تمام متدرجاً خریده‌ام تعیین کنم و قیمت خرید غالب آن‌ها در پشت آن‌ها نوشته شده است. ولی آن قیمت‌ها از سی چهل سال قبل تاکنون واضح است که اغلب تا ده مقابل هم ترقی کرده است و به همان نسبت هم پول‌هایی از فرانک و قران که در آن زمان‌ها با آن پول‌ها آن کتب خریداری شده پایین آمده است. تعیین قیمت تقریبی آن کتب جز به تقویم چند نفر آدم مطلع کتاب‌شناس اهل خبره ممکن نیست.

اما ورثة من منحصر است به یک زن معقودة شرعی موسومه سابقاً به رزا شیاوی و پس از ازدواج با من رزا قزوینی و یک دختر موسومه به ناهید سوزان قزوینی. چون این زن که فعلاً قریب بیست و هفت سال است که در حبالة نکاح من است و در این مدت تمام زحمات مرا و دخترم را از هر قبیل متحمل شده و از پرتو زحمات و خدمات و دلسوزی اوست که من توانسته‌ام به کارهای طبع و نشر و تصحیح بعضی کتبی که نتیجة عمر من است نائل گردم قصد من و اراده و عزم و تصمیم قعطی من این است که نصف تمام مایملک من از منقول و غیرمنقول بعد از مرگ من متعلق به او و ملک خاصّ خالص او باشد و نصف دیگر به دخترم سوزان مذکور در فوق، و می‌دانم که به نحو وصیت انجام این امر در مذهب اسلام (شیعه) ممکن نیست. چه انسان در شرع اسلام و فقه مذهب جعفری یعنی شیعة اثنی‌عشری به بیش از ثلث مال خود نمی‌تواند برای کسی وصیت نماید ولی آقای تقی‌زاده مدّ ظله‌العالی باید ان‌شاءالله مخرجی برای این کار ان‌شاءالله پیدا کنند، یا به این نحو که من در حیات خودم نصف مایملکم را به او هبه نمایم، یا به نحوی دیگر که فعلاً به نظرم نمی‌آید چه نحو.

یک خواهر بیوه نیز دارم موسومه به مریم عبدالوهّابی که میل دارم وصی من قریب یک عشر ترکة مرا یعنی یک عشر قیمت ترکة مرا کمابیش نه عین آن‌ها را به آن زن بدهند که به کلی فقیر است و هیچ ندارد، ولی این مبلغ را یعنی عشر ترکة مرا یا قدری کمتر را یک مرتبه به او ندهند زیرا که چون او عقل معاش ندارد و یک دختر آپارتی طمّاع موسوم به نصرت دارد که فوراً تمام آن مبلغ را از چنگ او بیرون آورده خرج لباس خودش و دختر کوچکش عزّت خواهد کرد. علی هذا جناب آقای آقا سیدحسن تقی‌زاده آن مبلغ قریب عشر ترکة مرا یا خودشان یا به توسط یک کاسبی یا تاجری از قرار ماهی فلان قدر مثلاً پنجاه تومان یا چهل تومان یا سی تومان به او به اقساط بپردازد که از گرسنگی تلف نشود و تا چند سالی بتواند با آنچه برادر من میرزا احمدخان وهّابی به آن خواهر می‌دهد به یک نوعی امرار حیات بسیار قانعانه‌ای بنماید.

اما قروض من عبارت است:

اولاً از ده هزار تومان به بانک رهنی که خانة من نزد او گرو است در مقابل این مبلغ، و این قرض به ربح صدی دوازده است به موعد هفت ساله که از قرار ماهی 177 تومان به اقساط ماهیانه از خرداد 1326 تا هفت سال تمام در 84 قسط (هشتاد و چهار) هر ماه مبلغ مزبور را یعنی صد و هفتاد و هفت تومان اصل و فرع بطور استهلاک باید به بانک مزبور بپردازم و تا امروز (4 آبان 1326) چهار قسط قرض مزبور را به بانک مذکور پرداخته‌ام [تکرار می‌کنم قرض مزبور را اصل و فرع که مجموعاً قریب پانزده هزار تومان می‌شود باید در 84 قسط در مدت هفت سال از خرداد 1326 از قرار قسطی 177 به نحو استهلاک بپردازم و تاکنون چهار قسط آن را پرداخته‌ام].

ثانیاً قریب دو هزار و پانصد تومان به آقای دکتر شایگان مقروضم و ثالثاً هزار تومان به آقای دکتر غنی مقروضم. دیگر الحمدلله به هیچ کس دیگر مقروض نیستم. طهران، خیابان فروردین، کوچة دانش.

محمد قزوینی/ 4 آبان 1328