آتشکده عشق

 در سوک عزیزان و همسر و پدر و مادر:

ای پدر با تو چه گفتند که خاموش شدی؟
نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی؟

تو که آتشکده‌ی عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی

بیت اول این طور هم گفته شده:

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟

به جای پدر، مادرم هم گفته شده

خورشید

در سوک عزیزان و همسر:

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم
که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی

امید تو

در سوک همسر:

تو ای لطیف‌ترین شعر عاشقانه من
بیا که بی تو صفا می‌رود از خانه من

پس از تو در شب اندوه بار تنهایی
فسرد بر لب خاموش من ترانه من

من آن پرنده گم کرده جفت غمگینم
که در حریق بلا سوخت آشیانه من

در انتظار بهاران نشستنم عبث است
که از سموم خزان خشک شد جوانه من

دلم شکست و در آتش نشست و پرپر شد
ز بی‌تفاوتی مردم زمانه من

هجوم یاس مرا در سکوت می‌فرسود
اگر نبود امید تو پشتوانه من

چگونه رفت ز یاد تو آن شبان عزیز
که تکیه داشت سر کوچکت به شانه من

طراوت گل و سکر شراب هدیه توست
مرو که بی تو صفا می‌رود ز خانه من

شفاخانه حق

همسر (پدر) (مادر) ای عاشق دلسوخته رنج پذیر
که شتابنده‌تر از برق شتابان رفتی

 چون نگشتند ز درد تو طبیبان آگاه
به شفاخانه حق، از پی درمان رفتی