پایان درد
در سوگ پدر یا مادر:
چه شبها تا سپیده درد کشیدی
ندای یا علی (حسین)، یا رب کشیدی
بخواب آرام، پدر جان (بابا) در مزارت
که پایان شد تمام دردهایت (رنجهایت);
مصرع سوم به جای پدر جان؛ مادر هم گفته شده
در سوگ پدر یا مادر:
چه شبها تا سپیده درد کشیدی
ندای یا علی (حسین)، یا رب کشیدی
بخواب آرام، پدر جان (بابا) در مزارت
که پایان شد تمام دردهایت (رنجهایت);
مصرع سوم به جای پدر جان؛ مادر هم گفته شده
افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست
آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست
کس نمیرد گر دل او زنده شد با بوی عشق
تا ابد آن لاله در باغ جهان بشکفتنی است
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز همدیگر نمانیم
دیگران گر بروند از نظر، از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
ای چراغ شام تارم، یا حسین
ای امید روزگارم، یا حسین
چشم امید قیامت سوی توست
ای به محشر غمگسارم، یا حسین
در قیامت من چه غم دارم به دل
گر تو باشی در کنارم، یا حسین
نازنینتر ز قدت در چمن حسن نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
ای دریغا چه گلی رفت به خاک
چه بهاری پژمرد، چه دلی رفت به باد
چه چراغی افسرد، چه کسی باور داشت
که گل پر نفس باد بهار، ناگهان خواهد مرد!
تو نیستی که ببینی
چگونه دور از تو
به روی هر چه در این خانه هست
غبار سربی اندوه
بال گسترده است!
(دیگر او نیست ببیند
چگونه دور از او
به روی هر چه در این خانه است
غبار سربی اندوه بال گسترده)
گریه بر درد فراوان نکنم پس چه کنم؟
ناله از سینه سوزان نکنم پس چه کنم؟
من که اندر ملاء عام نکردم زاری
گریه در این شب پنهان نکنم پس چه کنم؟
من که از داغ عزیزی دلم سوخته است
ناله از این دل سوزان نکنم پس چه کنم؟
(من که از داغ پدر مرغ دلم گشته کباب
گریه در خانه تنها نکنم، پس چه کنم؟)
من ز بشکستن دل به کسی دم نزدم
گریه بر این گل بی جان نکنم پس چه کنم؟
هرچه دیدم ز غم اظهار نکردم به کسی
گریه بر درد فراوان نکنم پس چه کنم؟
مرگ را دانم، ولی تا کوی دوست
راهی ار نزدیکتر دانی بگو!
تسلی دل خود میدهم به ملک محبت
گهی به قطره اشکی، گهی به شعله آهی!