X
تبلیغات
وفاتیه - سنگ قبر
اطلاعیه ترحیم سوک سوگ ختم چهلم سالگرد سنگ قبر درگذشت تشکر اعتذار تقدیر سپاسگزاری مداحی
سنگ قبر مادر:

باز آمدم به پرسش حال تو، ای امید
ای مادری که هر نفسم، گفتگوی توست

باز آمدم که بوسه زنم بر مزار تو
ای قبله‌ای (مادری) که جان و دل من به سوی توست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:39  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر و سوک مادر:

من گُلم، مادر گلستان من است
من تنم، مادر تن و جان من است

در میان ناامیدی‌های عمر
مادرم، شمع شبستان من است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:34  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر:

آفریده: در تاریخ ...

آرمیده: در تاریخ ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:14  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر:

خوش هوای سالمی دارد، دیار نیستی
ساکنانش همه یکتا پیرهن، خوابیده‌اند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:7  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر مادر:

قسم به تربت مادر که سجده گاه من است
که مهر مادریش تا ابد پناه من است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:6  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر:

در فصل بهار و نوجوانی
آمد اجلم به ناگهانی

گلی بودم، چه وقت چیدنم بود
جوان بودم، چه وقت مردنم بود

رفیقان، لاله بر قبرم بکارید
به روی قبر من، بیشتر بنالید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 6:4  توسط مستوفی  | 

در سوک فرزند یا سنگ قبر:

گلها همه سر ز خاک بیرون آرند

الا گل من که سر فرو برده به خاک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 5:31  توسط مستوفی  | 

در سوگ مناسبت یا اشخاص مذهبی

عمریست رهین منت زهراییم

مشهور شده به عزت زهراییم

مردیم اگر، به قبر ما بنویسید
ما پیر غلام حضرت زهراییم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 5:41  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر

روي قبرم بنويسید مسافر بوده است

بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است

بنويسيد زمين كوچه‌ي سرگرداني است

او در اين معبر پر حادثه عابر بوده است

صفت شاعر اگر همدلي و همدردي است

در رثايم بنويسيد كه شاعر بوده است

بنويسيد اگر شعري از او مانده به جاي

مردي از طايفه‌ي شعر معاصر بوده است

مدح گويي و ثنا خواني اگر دينداري است

بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است

غزل هجرت من را همه جا بنويسيد

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است.

 

"مصطفی جوادی"

نقل از: http://arezoo4.blogfa.com/page/mostafajavadi.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 فروردین1393ساعت 6:52  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر و سوگ فرزند:

لالایی کن بخواب، خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا، هزار تا رنگه

یه وقت بیدار نشی از خواب قصه
یه وقت جا نمونی تو شهر غصه

نقل از: http://afardipour.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1392ساعت 5:21  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

آرام رفتی
ولی طوفان به پا کردی!

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1392ساعت 4:33  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر مادر:

مادری پاک
در این مغاک
غنوده به خاک

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1392ساعت 18:25  توسط مستوفی  | 

برای سنگ قبر مادر:

بود اینجا مزار مادر من
فروغ دیدة پر اختر من

چو نی می‌نالم و می‌گریم هر دم
که شد در خاک پنهان مادر من

از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 15:14  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر پدر:

بابا مرا به خون جگر پروریده‌ای
یک عمر بهر من به جهان رنج دیده‌ای

این درد را چگونه تحمل توان نمود
من زنده‌ام، تو در دل خاک آرمیده‌ای

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 15:13  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر مادر:

خدایا سینه ای صد چاک دارم
فغان از گردش افلاک دارم

چرا شب تا سحر از دل ننالم
که اینجا مادری در خاک دارم

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 13:37  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر:

آورده‌ام آهی که تو می‌دانی و من
با روی سیاهی که تو می‌دانی و من

ای خالق بخشنده ببخشا و بپوش
هر گونه گناهی که تو می‌دانی و من

(مؤید) نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 13:30  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر:

رسم گلچین فلک گرچه همه یغما بود
لیک این بار گلی چید که بی همتا بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:19  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر:

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:19  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر:

ببیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است

هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است

آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:17  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر:

در این دنیای بی حاصل چرا مغرور می گردی
سلیمان گر شوی آخر خوراک مور می گردی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:16  توسط مستوفی  | 

سنگ قبر:

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
برجفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:16  توسط مستوفی  | 

در سوگ عزیزان:

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:13  توسط مستوفی  | 

در سوگ عزیزان:

که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
روز ما را ز شب تیره بتر خواهی کرد

که گمان داشت که یک جمع در اندیشه تو
تو نهان از همه آهنگ سفر خواهی کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1391ساعت 14:1  توسط مستوفی  | 

عاقبت زین دار فانی پر کشیدم یا حسین
مهر تو عشق علی در سینه دارم یا حسین

چون در این وادی غریبم جان زهرا مادرت
هر شب جمعه گذر کن بر مزارم یا حسین

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:34  توسط مستوفی  | 

قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود
درعزایت جامه اندر تن دریدن زود بود

آخر ای دختر من (یار من) (یار همه)  ای مظهر لطف و وفا
در ديار جاودان منزل گزیدن (خریدن) زود بود

به جای سطر سوم در جایی آمده بود:
آخر ای جان پسر، میوه جانم رضا

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 20:1  توسط مستوفی  | 

اشعار حبیب یغمایی صاحب امتیاز محله وزین یغما که برای سنگ قبر خودش سردوه است:

سال ها در مجلس علم و ادب
از فروغ معرفت، جوشان شدم

مدتی در خانقاه صوفیان
از می عرفان، ز بی هوشان شدم

گاهی اندر بزم زیبا طلعتان
پای بوس پرنیان پوشان شدم

سال ها و حال ها بگذشت و حال
وارد دنیای خاموشان شدم

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 20:0  توسط مستوفی  | 

بجز از راه اخلاص و مودت پا مذار اینجا
که خفته مادر صاحبدلی چشم انتظار اینجا

جوانی را نثار نونهالان وطن کرده است
پس الحمدی به پاس همت او کن نثار اینجا

بیاموز ار که در سر، شوق کسب معرفت داری
که آموزد تو را با خنده یک آموزگار اینجا

شرف زاید اگر ساید کسی سر را به پای او
که می بخشد به هر زایر، بس عز و اعتبار اینجا

صفا دارد کنار مرقدش زانو زدن «مزدا»
گل اینجا، بلبل اینجا، باغ و بستان و بهار اینجا

سروده: غلامرضا جولایی «مزدا»

+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1390ساعت 11:20  توسط مستوفی  | 

مدفن عشق جهان است اینجا
یک جهان عشق نهان است اینجا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 9:42  توسط مستوفی  | 

به یاد شمع رویت، همچنان پروانه می سوزم
تو رفتی، من به جایت، اندرین کاشانه می سوزم

گهی آیم کنار قبر تو، با دیده گریان
گهی از مهربانیهای تو، در خانه می سوزم

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1390ساعت 8:32  توسط مستوفی  | 

مادر به زیر خاک چه خوش آرمیده ای
ای باغبان ز گلشن خود دل بریده ای

ای مادری که همچو پدر اندر این جهان
از بهر ما تو قامت خود را خمیده ای

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 شهریور1390ساعت 11:41  توسط مستوفی  | 

مطالب قدیمی‌تر