اطلاعیه ترحیم سوک سوگ ختم چهلم سالگرد سنگ قبر درگذشت تشکر اعتذار تقدیر سپاسگزاری مداحی

در سوک پدر:

ای پدر، بوی شقایق می‌دهی
عاشقی را یاد معشوق می‌دهی

با تو سبزم، من بهارم، ای پدر
هر چه دارم، از تو دارم، ای پدر

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:43  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

مرگ تو را چو داد گردون خبرم
خبرت نیست که یک باره چه آمد به سرم

کاش با قیمت جان، عمر تو می‌شد ممکن
تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:41  توسط مستوفی  | 

در سوک فرزند:

از داغ جگرسوز تو زیبا پسر من
آمد به سر من، آنچه نباید به سر من

تا جان بود اندر تنم، ای غنچه خندان
هرگز نرود روی خوشت از نظر من

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:41  توسط مستوفی  | 

روی سنگ قبری دیدم:

آیا همه شما بی‌گناهید؟
آیا همه شما سر به راهید؟

من همان طاووس مستم
بال خود نگشوده، بستم

یک جهان ذوق و هنر
اما دریغا من برفتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:40  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر عزیزان:

در زمینی که زمان کاشت مرا
گل زیبایش به جز خار نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:37  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

جهانا بی‌وفایی‌ها نمودی
دمی با دل‌شکسته‌ها نبودی

عزیزی از عزیزان را ربودی
غم عالم به قلب ما فزودی

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴ساعت 9:36  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر عزیزان، روی سنگ قبری دیدم:

حیف شد از دست ما رفت آن عزیز
آن توانا
آن بزرگ
آن زنده یاد
کاش تا او زنده بود
می‌شنید از ما بزرگی‌های خویش
می‌شد از این گفتگوها نیز شاد
کاشکی جای سرود زنده‌یاد
در حضورش می‌سرودم زنده‌باد

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 19:44  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر:

خستگی را خسته کردی مادرم

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 19:24  توسط مستوفی  | 

سالگرد و سنگ قبر عزیزان:

دلم از یاد تو در سوز و گداز است هنوز
دیده را دیدن روی تو، نیاز است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 19:20  توسط مستوفی  | 

نمی‌دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی‌خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته‌تر سازد

بدین سان بشکند

هر دم سکوت مرگبارم را

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 16:19  توسط مستوفی  | 

جهت سوک و سنگ قبر عزیزان:

از یاد تو یک نفس دلم غافل نیست
هر چند که جز حسرت دل حاصل نیست

از شوق تو می‌سوزم، ولی سازم، چون
آن دل که به شوق تو نسوزد، دل نیست

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 16:12  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر پدری با نام محمدعلی:

ای محمد با علی شد نام تو
مهر اولاد طهورا کار تو

هم‌نشین با آل طاهایی پدر
در پناه لطف زهرایی پدر

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 16:11  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر:

دنیا بازیچه و ما در او میهمانیم
غافل منشین، که اندر او می‌مانیم

اندر دو جهان، خدا می‌ماند و بس
باقی همه «کل من علیها فان»ایم

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:59  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر عزیزان:

قصه درد تو را به که باید گفتن؟
ناله شام و سحر، را به که باید گفتن؟

روزها رفت و غم از سینه ما پاک نشد
این غم دیرگذر، را به که باید گفتن؟

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:53  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر مادر:

خیز مادر که به پایت، گُهر می‌ریزم
گوهر آغشته به خون جگر می‌ریزم

خفته‌ای در دل خاک و ز دلم بی‌خبری
خاک مزار تو [را] به سر می‌ریزم

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:52  توسط مستوفی  | 

جهت سنگ قبر عزیزان:

ما دامن از این ورطه کشیدیم و گذشتیم
زین بحر پر از بیم، بریدیم و گذشتیم

از جمله متاعی که به بازار جهان بود
یک جامه بر اندام، بریدیم و گذشتیم

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:51  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر عزیزان:

هر که آمد به جهان، اهل فنا خواهد بود
آنکه پاینده و باقیست، خدا خواهد بود

 جهان ساقی، فلک ساغر، اجل می
خلایق جرعه نوش مجلس وی

خلاصی نیست یاران، هیچ کس را
از این ساقی، از این ساغر، از این می

به جای یاران «اصلی» بوده است

این شعر از بابا اصلی دماوندی است.

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:49  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

مادر ای پرواز نرم قاصدک
مادر ای معنای عشق شاپرک 

ای تمام ناله‌هایت بی‌صدا
مادر ای زیباترین شعر خدا

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:16  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر پدر: 

ای پدر رفتی ولی حالا زمان آن نبود
گفته بودی می‌روم ما را همی باور نبود 

آمدند خیل کسان در ماتمت بر سر زنان
لیک دیر آمدند دیگر زمان آن نبود 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:15  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر پدر: 

کاروان ما عجب بی کاروان سالار شد
صبر بر مرگ پدر بر ما بسی دشوار شد 

بی تو بر ما زندگانی همچو شام تار شد
بین ما و تو چرا این آخرین دیدار شد 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:15  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر پدر: 

پدر جان ترک ما کردی و رفتی
جهان را در نوا کردی و رفتی 

دل ما را زدی از غصه آتش
به هجران مبتلا کردی و رفتی 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:14  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر عزیزان: 

چندی است آسمان دلم وا نمی‌شود
یک غم نشسته روی دلم پا نمی‌شود 

احساس می‌کنم که دگر خاطرات تو
کنج خیال خسته‌ی من جا نمی‌شود 

روزی درست مثل همین روزهای غم
گفتی بیا که دست‌های تو تنها نمی‌شود 

حالا بیا و ببین که چه تنها و خسته‌ام
بعد از تو هیچ وقت دلم وا نمی‌شود 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:14  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

مادرم کاخ دلم را ویرانه کردی
دو چشمم را ز خون پیمانه کردی 

چو بلبل نغمه خوان بودم ز هجرت
مرا با مرغ شب هم ناله کردی 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:13  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

مادر من جوهر زحمتکشی‌ها بود و رفت
هر چه مشکل زیست، آسان رفت و آرام آرمید 

مادرا آسوده خفتی، با همه سنگین غمی
قصه رنج مرا اکنون تو نتوانی شنید 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:12  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر:

مادرم بی تو صفا رفت ز کاشانه ما
رونقی نیست دگر بعد تو در خانه ما

جای خالی تو را چون نگرم هر شب و روز
از چه این زهر فلک ریخت به پیمانه ما

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:12  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

مادرم بودی تو شمع محفل شب‌های ما
مرهم زخم دل و غمخوار بر غم‌های ما 

آنچنان رفتی به ناگه سوی منزلگاه دوست
بعد تو ماتم سرا شد خانه و مأوای ما 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:11  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

فلک از کف ربودی مادر من
شرار غم زدی بر پیکر من 

گلم را ای فلک، بردی ز دستم
به هجران تو، ای مادر نشستم

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:11  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

در باغ دلم صنوبری جان می‌داد
در سینه من کبوتری جان می‌داد 

در بستر درد با دلی پر ز امید
دیدم که چگونه مادرم جان می‌داد 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:10  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

آبروی اهل ایمان، خاک پای مادر است
هرچه دارد این جماعت، از دعای مادر است 

آن بهشتی را که قرآن می‌کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:9  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر مادر: 

کیست مادر؟ رحمت بی‌انتها
کیست مادر؟ عاشق بی‌ادعا 

کیست مادر؟ باغبان زندگی
کیست مادر؟ کس نداند جز خدا 

نقل از: راجعون rajeoon.com

+ نوشته شده در  شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ساعت 15:9  توسط مستوفی  | 

مطالب قدیمی‌تر