X
تبلیغات
وفاتیه - سوگ مادر
اطلاعیه ترحیم سوک سوگ ختم چهلم سالگرد سنگ قبر درگذشت تشکر اعتذار تقدیر سپاسگزاری مداحی
 در سوگ مادر:

دلم پر از بهانه های مادره
به کی بگم توی دلم چی میگذره

ای وای از این غم، فریاد ازاین غم

 نقل از: http://yafatemeh75.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1392ساعت 20:23  توسط مستوفی  | 

جهت سالگرد:

یک سال است که عمارت پدری ام، عطر مادری ندارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1392ساعت 18:15  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز صبح زود، پریدی، چه بی صدا

راحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1392ساعت 18:10  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست

آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست

+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1392ساعت 18:6  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

ای مادر عزیز، که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و مهر و وفای تو

مهرت برون نمی‌رود از سینه‌ام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو

گر بود اختیار جهانی به دست من
می‌ریختم تمام جهان را به پای تو

از: ابوالقاسم حالت
نقل از کتاب: مناسبتهای مذهبی (میرزا باقر حسینی زفره‌ای)

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 15:19  توسط مستوفی  | 

برای مجالس مداحی:
جهت سوگ مادر:

ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و لطف و وفای تو

مهرت برون نمی‌رود از سینه‌ام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو

تو گوهر یگانه دریای خلقتی
که اندر جهان کسی نشناسد بهای تو

مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کاید برون ز عهده مدح و ثنای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است گر که جان بنمایم فدای تو

خشنودی تو مایه خشنودی خداست
زیرا بود رضای خدا در رضای تو

هر بهره ای که برده‌ام از حُسن تربیت

باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو

تنها همان تویی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو

گر جان خویش هم ز برایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست که باشد سزای تو

گر بود اختیار دو عالم به دست من

می‌ریختم تمام جهان را به پای تو

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 15:9  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

فلک بردی ز کف صبر و قرارم
زدی آتش به قلب داغدارم

ز درگاهت خدایا عفو و رحمت
برای مادر خود خواستارم

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 13:38  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

تو گل سر سبد باغ جهانی مادر
من فدایت که سراپا همه جانی مادر

جان نمایند فدای تو از آن خلق جهان
که به تایید جهان، جان جهانی مادر

جز خدا با همه خلقت چو بسنجند تو را
باز ببینند که تو بهتر از آنی مادر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1391ساعت 16:2  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

عمری که هست فانی، قدر و بها ندارد
باغی که گشت بی گل، سیر و صفا ندارد

مادر که بزم ما را، می داد شور و حالی
رفت از جهان و دیگر، کاری به ما ندارد

+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1391ساعت 19:24  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

چون مهر، بـزرگ و بی نشانی مادر
آرام دل و عزیز جانی مادر

ای کاش همیشه جاودان می بودی
آن قدر که خوب و مـهربانی مادر

شعر از: آقای محمد روحانی نجوا کاشانی



+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1391ساعت 19:18  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

قربان نگاه خسته ات، مادر جان
لبخند به گل نشسته ات، مادر جان

چه شبها تا سپیده، درد کشیدی
ندای یا علی (ع)، یا رب کشیدی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1391ساعت 15:46  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

نازنین مادر خوبم! چه بگویم
که زبان لایق تقریر تو نیست

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1391ساعت 18:9  توسط مستوفی  | 

در سوگ معلم:

عمری به ره علم قدم بنهادم
در محنت تعلیم به پا اِستادم

شادم که جوانان پژوهنده علم
تحویل به اجتماع ایران دادم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1391ساعت 18:0  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

مادرم جای تو خالیست به کاشانه ما
غمت آتش زده بر این دل دیوانه ی ما

شمع این محفل ما بودی و خاموش شدی
بعد تو رفته صفا دیگر از خانه ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1391ساعت 19:45  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

رفتی از من مهر گسستی مادر
با رفتن خود دلم شکستی مادر

افسوس که بودی و ندانستم من
ای در گرانمایه چه هستی مادر

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1391ساعت 16:22  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر و مادر:

دست دنیا در میان ناله‌ها رو می‌شود
قصه گویی با سکوت خاک هم خو می‌شود

آن صدایی که درونش قصه‌ها جان می‌گرفت
قصه‌هایی که فقط با عشق پایان می‌گرفت

پیش چشم ما درون خاک پنهان می‌شود
دست‌های قصه گو، ای وای، بی جان می‌شود

قصه گوی خوب ما رفتی به خواب، اما بدان
خواب دیدم خانه‌ای داری میان آسمان!

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1391ساعت 16:19  توسط مستوفی  | 

در سوک مادر:

گلهای بهشت سایه بانت مادر
صد دسته ستاره  ارمغانت مادر

دیگر چه کسی چشم به راهم باشد
قربان نگاه مهربانت مادر

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1391ساعت 20:18  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر و مادر:

پدر جان (مادر جان) لحظات از پی هم می‌آیند و می‌روند اما تو نیستی
ولی یاد مهربانی و خوبی‌های بی منت تو گذر عمر را بر ما آسان نموده است.
بی تو زیستن برایمان سخت و دشوار است
اما ما صبر و مهربانی و خوب بودن را از تو آموختیم تا یاد و خاطره‌ات را زنده نگه داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 15:53  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:
در سوگ مادر:

پدرم (مادرم) دست اجل زود تو را پرپر کرد
پسرت (دخترت) گریه کنان رخت عزا بر تن کرد

دوستانت همگی در (از) غم تو نالیدند
اشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1391ساعت 14:3  توسط مستوفی  | 

در سوگ مادر:

به قاب کهنه چشمانم ای مادر
به جز تصویر زیبایت ندارم

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1391ساعت 7:56  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:
در سوگ مادر:

ای دریغ و افسوس که پدر (مادر) نام عزیزی است
که دگر هرگز باز تکرار نخواهد گردید

+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1391ساعت 21:44  توسط مستوفی  | 

 در سالگرد مادر:

مادرم یاس‌ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می‌گیرند
شبنم گل واژه اشک‌های توست
ای شقایق دشتستان صبوری
ای هم آغوش پروانه‌ها
ای صفای گل سرخ
ای نرگس عشق
تو از همه گل‌ها زیباتر و از همه آن‌ها خوشبوتری
در سالروز یاد تو عطر همه گل‌های شکفته را نثار وجودت می‌کنیم

+ نوشته شده در  شنبه 10 تیر1391ساعت 10:10  توسط مستوفی  | 

گشته اکنون چشم ما از درد و غم دریا مادر
ما چه گوییم بی تو از فردا و فرداها مادر

تکیه گه بودی تو ما را ای همه امیدها
بی تو عالم ندارد رنگ شادی‌ها مادر

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:43  توسط مستوفی  | 

مادرم (پدرم) دیده برویت نگران است هنوز
غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:41  توسط مستوفی  | 

شعله ای خاموش گشت و خانه ای بی نور شد
گوهر ارزنده ای پنهان به خاک گور شد

مادری شایسته از این عالم ناپایدار
چشم خود بربست و از چشم عزیزان دور شد

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:39  توسط مستوفی  | 

مادر جان (پدر جان)، یاد آن شب‌ها که ما را شمع جان بودی
میان ناامیدی‌ها چراغ جاودان بودی

برایت زندگانی گرچه یکسر رنج و سختی بود
بنازم همتت مادر (بابا)، که تا بودی، صبور و مهربان بودی

اقتباس از:http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:30  توسط مستوفی  | 

مادرم هجر تو اندوه و غم ماست هنوز
شد چهل روز فراق غصه به دل‌هاست هنوز

دست مهرت زسرم کوته و بیچاره شدم
آرزوی رخ زیبای تو رؤیاست هنوز

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com



+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:25  توسط مستوفی  | 

باورم نیست مادر رفتی و خاموش شدی
ترک ما کردی و با خاک هم آغوش شدی

خانه را نوری اگر بود ز رخسار تو بود
ای چراغ دل ما از چه تو خاموش شدی

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:23  توسط مستوفی  | 

کجائی ای مادر دلسوزم از این محبت سرا رفتی
چه گفتی با من افسون که بی چون و چرا رفتی

من و تو بستری بودیم و با هم ناله‌ها کردیم
من اینک باز می‌نالم تو اما بی صدا رفتی

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:17  توسط مستوفی  | 

مادرم در غم هجر تو بسی خون بارم
گریه‌ها کرده‌ام از زندگیم بی زارم

تا دم محشر اگر عمر شود می‌نالم
نام آن مادر پر مهر بود تکرارم

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 10:16  توسط مستوفی  | 

مطالب قدیمی‌تر