اطلاعیه ترحیم سوک سوگ ختم چهلم سالگرد سنگ قبر درگذشت تشکر اعتذار تقدیر سپاسگزاری مداحی
در سوگ پدر:

پدر خوبم،
تو مسافر امتداد زندگیمان بودی
که بار سفر را بی خبر بر دوش خسته ات نهادی
و رفتی
سایه ای بودی و پناهی
و ما مغرور به داشتن تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۸ خرداد۱۳۹۲ساعت 18:41  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

صد بار خدا مرثیه خوان کرد مرا
در بوته ی صبر امتحان کرد مرا

هرگز نشکست پشتم از هیچ غمی
جز مرگ پدر که ناتوان کرد مرا

+ نوشته شده در  یکشنبه ۵ خرداد۱۳۹۲ساعت 16:8  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

بنال ای دل که من بابا ندارم
به سر آن سایه طوبی ندارم

بنال ای دل شدم تنهای تنها
انیس و مونس شب‌ها ندارم

بنال ای دل که شادی از دلم رفت
چو غنچه خنده بر لب‌ها ندارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۲ساعت 16:21  توسط مستوفی  | 

 در سوگ پدر:

افسوس، صد افسوس پدر از کف ما رفت
آن گوهر تابنده و پر مهر و وفا رفت

ما را نبود چاره به جز صبر در این غم
با حکم خدا آمد و با امر خدا رفت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ اردیبهشت۱۳۹۲ساعت 18:12  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر یا مادر:

چه شبها تا سپیده درد کشیدی
ندای یا علی (حسین)، یا رب کشیدی

بخواب آرام، پدر جان (بابا) در مزارت
که پایان شد تمام دردهایت (رنجهایت);

مصرع سوم به جای پدر جان؛ مادر هم گفته شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۲ساعت 14:15  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

با صفا مردی از این دنیا گذشت
یا علی گفت و چه بی پروا گذشت

دوستان اندر عزایش اشک ریز
مرشدی کامل، علی گویان گذشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۵ فروردین۱۳۹۲ساعت 13:32  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

گفتی پدر به من، که تویی نور دیده‌ام
من نور دیده، جز تو کسی ندیده‌ام

بسیار درد و غم که تو با جان خریده ای
با غم نشسته ای که من از غم رهیده‌ام

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۱ساعت 15:17  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

آن کس که مرا روح و روان بود، پدر بود
آن کس که مرا راحت جان بود، پدر بود

افسوس که رفت از سرم، آن سایه رحمت
آن کس که برایم نگران بود، پدر بود

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۱ساعت 15:12  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

پنهان به خاک گشت چو قد رسای تو
غمگین مباش، در دل ما هست جای تو

از مرگ ناگهانیت ای نازنین پدر
بیگانه سوخت تا چه رسد آشنای تو

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۱ساعت 15:10  توسط مستوفی  | 

در سوگ عزیزان:

ای سفر کرده به معراج، به یادت هستیم
پدرم ما همگی چشم به راهت هستیم

تو سفر کردی و آسوده شدی از دوران
لیک ما غم زده، هر لحظه به یادت هستیم

بیت اول نقل از: http://matamkadeh.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ دی۱۳۹۱ساعت 18:23  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود
برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود

ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است
در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ دی۱۳۹۱ساعت 13:8  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

پدر در گرانبهایی است که بودنش در کنارت، زندگی بخش است،
وقتی در کنارت نیست، به خود می آیی و می دانی که چه گوهر گرانبهایی را از دست دادی
و آنچه می ماند، خاطرات یاد و نامش، و افسوس نبودنش!

+ نوشته شده در  شنبه ۲ دی۱۳۹۱ساعت 18:8  توسط مستوفی  | 

در سوگ معلم:

عمری به ره علم قدم بنهادم
در محنت تعلیم به پا اِستادم

شادم که جوانان پژوهنده علم
تحویل به اجتماع ایران دادم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۱ساعت 18:0  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر و مادر:

دست دنیا در میان ناله‌ها رو می‌شود
قصه گویی با سکوت خاک هم خو می‌شود

آن صدایی که درونش قصه‌ها جان می‌گرفت
قصه‌هایی که فقط با عشق پایان می‌گرفت

پیش چشم ما درون خاک پنهان می‌شود
دست‌های قصه گو، ای وای، بی جان می‌شود

قصه گوی خوب ما رفتی به خواب، اما بدان
خواب دیدم خانه‌ای داری میان آسمان!

+ نوشته شده در  دوشنبه ۶ آذر۱۳۹۱ساعت 16:19  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

از میان جمع ما نام آوری خوشنام رفت
وی بزرگ خاندان بود، چه خوش فرجام رفت

بود مولایش، علی، در لحظه های عمر او
جانب پروردگارش، با دلی آرام رفت


+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲ آذر۱۳۹۱ساعت 19:59  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر

مهربان بابا تو رفتی جان ما را سوختی
آتشی از هجر خود بر جان ما افروختی

تا که هستیم در فراقت اشک ریزیم همچو شمع
چون که با رنج فراوان شمع ما افروختی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۷ آبان۱۳۹۱ساعت 13:52  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر و مادر:

پدر جان (مادر جان) لحظات از پی هم می‌آیند و می‌روند اما تو نیستی
ولی یاد مهربانی و خوبی‌های بی منت تو گذر عمر را بر ما آسان نموده است.
بی تو زیستن برایمان سخت و دشوار است
اما ما صبر و مهربانی و خوب بودن را از تو آموختیم تا یاد و خاطره‌ات را زنده نگه داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۲ مهر۱۳۹۱ساعت 15:53  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

در دل باغ محبت گل بی خاری بود
مظهر صدق و صفا و سرور و سالاری بود

آه از این داغ که بر خانه دل سایه فکند
رفت مردی که در این دایره پرگاری بود

آن که امروز به این خاک سیه مهمان است
اسوه ی غیرت و پاکی و وفاداری بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۵ مهر۱۳۹۱ساعت 21:6  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

زندگی با پدر زیبا بود
خانه روشن از آن سیما بود

دیده از دیدنش بینا بود
در جهان گوهری بیتا بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۸ شهریور۱۳۹۱ساعت 16:22  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

در دل باغ محبت گل بی خاری بود
مظهر صدق و صفا سرور و سالاری بود

آه از این داغ که بر خانه دل سایه فکند
رفت مردی که در این دایره پرگاری بود

آن که امروز به این خاک سیه مهمان است
اسوه ی غیرت و پاکی و وفاداری بود

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ مرداد۱۳۹۱ساعت 15:51  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

رفت از بر ما سرور ما، تاج سر ما
زحمتکش مظلوم خدایا پدر ما

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ مرداد۱۳۹۱ساعت 15:50  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:
در سوگ مادر:

پدرم (مادرم) دست اجل زود تو را پرپر کرد
پسرت (دخترت) گریه کنان رخت عزا بر تن کرد

دوستانت همگی در (از) غم تو نالیدند
اشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

به این صورت هم آمده:

پدرم دست اجل زود تو را پرپر کرد
مادرم گریه کنان رخت عزا بر تن کرد

اهل منزل همگی در غم تو محزونند
اشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ مرداد۱۳۹۱ساعت 14:3  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

نشسته‌ام تک و تنها، اشک می‌ریزم
پدر تو رفتی،‌ این روزگار بی تو گذشت

تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
بیا ببین چگونه شب تار بی تو گذشت
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۶ تیر۱۳۹۱ساعت 12:14  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:
در سوگ مادر:

ای دریغ و افسوس که پدر (مادر) نام عزیزی است
که دگر هرگز باز تکرار نخواهد گردید

+ نوشته شده در  جمعه ۱۶ تیر۱۳۹۱ساعت 21:44  توسط مستوفی  | 

در سوگ پدر:

بی‌وجودت ای پدر، مهر و وفا از خانه رفت
قمری شیدای ما، از بام این کاشانه رفت

تا که ما شیدای مهر آن پدر گشتیم، او
دل ز ما برکند و رخ برتافت، چون پروانه رفت

ای فلک با من اگر مهر و وفا داری چرا
مهر تابانم، چنین از جمع ما بیگانه رفت

شادمان بودیم ما در سایه‌ی مهرش ولی
قصه آخر شد، سر آمد دور و این افسانه رفت

گوییا او با خدای خویش پیمان بسته بود
دل برید از ما چنین و بر سر پیمانه رفت

ما همه مشتاق دیدار رخش بودیم و او
رخ ز ما پوشید و این سان، عاشق و مستانه رفت

در شگفتم او چه از حق دید که این سان با شتاب
همچو دانایی که بگریزد ز هر میخانه رفت

شکر لله چون که عمری با خلوص و خیر بود
عاقبت چون سرکشد این باده شکرانه، رفت

تکیه‌گاه خانه‌ی ما بود اما عاقبت
از میان خانه‌ی ما اُستُن حنانه رفت

همچنان «سیمرغ» زیر سایه‌ی آن دولتش
رنگ و رویی داشتیم، آن دولت فرزانه رفت

از: محمدحسن لقمانی بهابادی (سیمرغ)

 معمولا از بیت اول و دوم یا اول و سوم استفاده می شود

+ نوشته شده در  شنبه ۱۰ تیر۱۳۹۱ساعت 10:12  توسط مستوفی  | 

 سوگ پدر:

روزی از راه رسید
که پدر لحظه بدرودش بود
پدرم آن که چو خورشید به ما گرمی داد
پیش چشمم افسرد
باغ سرسبز امیدم پژمرد
اشک نه، هستی من
گشت در جانم و از دیده به رخسار دوید
آفتابم ز لب بام پرید

+ نوشته شده در  شنبه ۱۰ تیر۱۳۹۱ساعت 10:11  توسط مستوفی  | 

فلک ربود و ببرد از جهان جلال مرا
به باد داد بیک لحظه ایده آل مرا

نکرد رحم به حال پریش و غربت من
گسیخت رشته امید بی‌زوال مرا

خیال من که همه عمر با پدر هستم
محال کرد به من فکر لامحال مرا

+ نوشته شده در  شنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۱ساعت 10:48  توسط مستوفی  | 

ای دل سیاه شو که چراغت ز دست رفت
ماهی که بر دو دیده‌ی ما نشست رفت

خشنودی و نشاط من از عشق و زندگی
رویای پدر بود که آن هم ز دست رفت

+ نوشته شده در  شنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۱ساعت 10:47  توسط مستوفی  | 

 در سوک و سنگ قبر پدر یا مادر:

گشته اکنون چشم ما از درد و غم دریا مادر
ما چه گوییم بی تو از فردا و فرداها مادر

تکیه گه بودی تو ما را ای همه امیدها
بی تو عالم ندارد رنگ شادی‌ها مادر

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com 

به این صورت هم گفته شده: 

گشته از سیلاب غم، چشمان من دریا، پدر
من چه گویم بی تو از فردا و فرداها، پدر 

تکیه گاهی بودی و تنها امید و آرزو
بی تو این دنیا ندارد، رنگ شادی ها، پدر

+ نوشته شده در  شنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۱ساعت 10:43  توسط مستوفی  | 

مادرم (پدرم) دیده به سویت (رویت) نگران است هنوز
غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

از: http://madaramdostatdaram.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۱ساعت 10:41  توسط مستوفی  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر