اطلاعیه ترحیم سوک سوگ ختم چهلم سالگرد سنگ قبر درگذشت تشکر اعتذار تقدیر سپاسگزاری مداحی

به نام خدا: در این وبلاگ در صدد هستم که جملات، مطالب و اشعاری که در زمان وفات مورد نیاز بازماندگان می‌باشد که در اطلاعیه‌های مجلس ختم، ترحیم، چهلم، سالگرد، یادبود، اظهار همدردی، تشکر، تقدیر و اعتذار مورد استفاده قرار دهند، تهیه و در اختیار قرار گیرد. البته با همکاری شما.
سوگ پدر، سوگ مادر، سوگ فرزند، سوگ عزیزان، سوگ مناسبت یا اشخاص مذهبی، سوگ همسر، چهلم، سالگرد، متفرقه، سنگ قبر، جالب! تقدیر و تشکر و اعتذار، ابراز همدردی، دعوت، احکام و آداب وفات، مداحی مراسم فوت، وصیت 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۰ تیر۱۳۸۹ساعت 11:3  توسط مستوفی  | 

بعد از مراسم متوفی معمولاً تقدیر و تشکری به عمل می‌آید. نمونه‌هایی تقدیم می‌گردد:

 عنوان: تقدیر و تشکر/ سپاسگزاری / من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

نمونه ۱:
هر آن چه که خداوند بزرگ مقدر می‌فرماید، هیچ بنده‌ای را توان تفسیر آن نیست
و بر آن چه که حکمت متعالیه‌اش تعلق می‌گیرد، هیچ کس را جرأت تعبیر و تعدیل نمی‌باشد
لذا بر آن چه که می‌دهد شاکریم و بر نداده‌هایش صبر می‌کنیم
چه سخت است باور نبودنش و قبول ندیدنش
و چه غم انگیز است چشم بر شب‌هایی داشتن که در آن فانوس تنهایی ما را با خود آتش می‌زند
اما تحمل این مصیبت با شرکت شما دوستان و همراهان و خانواده‌های دور و نزدیک که در مراسم تشییع، خاک سپاری، سوم و هفتم مرحوم مغفور شادروان ...
که همگام و التیام بخش بودید و در این محفل تلخ مصیبت، بار از دوش همگی ما برداشتید، با قطره اشکی، کلامی، قلب‌های مهربانتان را بر روی اندوهمان گشودید و سبکبارمان کردید، سپاسگزاری کرده، باشد در ایامی به دور از رخت سیاه و نغمه عزا، بر خوان شادی‌های همگی شما پاسخگوی خوبی باشیم
روزهایتان دور از غم           همراهی‌تان مستدام

نمونه ۲:
با شایسته‌ترین و عالی‌ترین عبارات و سخنان
به هر زبان و هر لهجه می‌ستاییم،
محبت‌های شما بزرگواران را.
چه آن کس که با گل خاطر سوگوارمان را تسلی بخشید
و چه آن کس که به قدوم مبارک خود
و چه آن عزیزی که به خط و جراید
گرد غم از چهره غمگین ما زدود.

در مقام شما چه می‌توانیم بگوییم
که اقیانوسی از لطف و رحمت را برگ‌های خسته و کوفته‌مان جریان دادید،
با این عمر کوتاه خاکی، قادر به جبران الطاف شما نیستیم،
پس دست به دامان ذات کبریایی دراز می‌کنیم
و از درگاهش می‌خواهیم تا پاسخگوی این همه لطف از روی عنایت خویش باشد!
بدین وسیله از عنایت و حسن توجه کلیه سروران، دوستان، آشنایان و همکاران ...
که در همه مراحل ما را مدیون لطف و غریق محبت خویش نمودند
از صمیم قلب تقدیر و تشکر نموده
و برای همگان از خداوند رحمان، حضور در مرکب نورانی امام زمان (عج) را در عصر ظهور مسئلت می‌نماییم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳۱ تیر۱۳۸۹ساعت 9:40  توسط مستوفی  | 

نکاتی که می‌بایست در اعلامیه ترحیم مورد نظر قرار گرفته و فراموش نشود به شرح زیر است:

۱- ذکر نام خدا

۲- اشعار یا قطعات ادبی (پدر/مادر/فرزند/سایر)

۳- عکس متوفی که معمولاً در کنار اشعار قرار می‌گیرد

۴- مقدمه معرفی متوفی

۵- نام متوفی که معمولاً با خط خیلی درشت و ضخیم نوشته می‌شود

۶- اگر متوفی بزرگ یک خانواده باشد با ذکر (بزرگ خاندان ...) در این قسمت متذکر می‌گردند.

۷- شغل متوفی (در صورتی که دارای شغل یا بازنشسته باشد مثل: کارمند بازنشسته اداره ... /کارمند سازمان ...)

۸- انتسابات
برای مردان: (فرزندِ... /همسرِ... /پدرِ... /برادرِ.../پدرخانمِ... /دامادِ... /پدربزرگِ... /عمویِ... /باجناقِ... /شوهر خواهرِ... /برادر زنِ...)
برای زنان: (فرزندِ .../ همسرِ ... / والدهِ ... /خواهرِ ... / مادرخانمِ ... / خواهر خانمِ ... / مادربزرگِ ...)
اگر فردی از افراد فوق مرحوم شده باشد در جلوی نامش مرحوم ذکر می‌گردد.

۹- نوع مراسم، تاریخ، از ساعت ... تا ساعت، آدرس، زنانه یا مردانه

۱۰- وسیله ایاب و ذهاب: (وسیله ایاب و ذهاب از محل ... آماده می‌باشد.)

۱۱- ذکر جملاتی جهت تشویق به حضور در مراسم

۱۲- مراسم از طرف چه کسانی برگزار می‌شود: (از طرف خانواده‌های: ... /خانواده‌های داغدار: ...)

۱۳- اظهار همدردی کنندگان: این موضوع در بعضی شهرها اضافه شده است که در آن نام سازمان‌ها، شرکت‌ها، ادارات و مراکزی که اظهار همدردی با صاحبان عزا نموده‌اند قید می‌گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:28  توسط مستوفی  | 

خوشا به حال آنان که از شجره‌ای پاک زادند
و در عالم به پاکی ره سپردند
و با نهایت عزت رخت خویش از این عالم بیرون کشیدند
و نامی نیک از خود به جای گذاشتند

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:18  توسط مستوفی  | 

مبهوت و ناباورانه، اما راضی به رضا و تقدیر الهی شاهد خاموشی ...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:18  توسط مستوفی  | 

نبودنتان کمر بودنمان را می‌شکند!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:16  توسط مستوفی  | 

هر چه را باور داشتیم و می‌پذیرفتیم، مگر مرگ ناگهانی و ناباورانه تو را

و تا لحظه بودن برای نبودنت سوگوار هستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:16  توسط مستوفی  | 

حال هجران تو چه دانی که مشکل حالی است!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:14  توسط مستوفی  | 

همسری همراه،
مادری دلسوز
و خواهری شاد و زنده دل
که مهربانی در گفتار و کردارش، لحظه به لحظه زندگی او را سرشار می‌کرد،
چونان پرنده‌ای سبکبال از سینه خاک پرواز کرد و به ملکوت اعلی پیوست

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ تیر۱۳۸۹ساعت 10:13  توسط مستوفی  | 

درگذشت بانویی/... با فضیلت و دلسوز و مهربان از شیفتگان خاندان عصمت و طهارت

با کوله باری از غم و اندوه درگذشت ...

با تسلیم به مشیت الهی و با نهایت تأثر و تألم درگذشت ...

با افسوس و اندوهی جانکاه درگذشت ...

با دلی شکسته و اندوهی ژرف درگذشت ...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ تیر۱۳۸۹ساعت 10:41  توسط مستوفی  | 

مظهر صفا و صمیمیت،
پدری پر مهر و همسری نمونه
به شوق معبود چشم از این دیار فرو بست
و ما به خاطر از دست دادن گل وجودش
و به پاس بزرگداشت خوبی‌هایش به عزا نشسته‌ایم

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ تیر۱۳۸۹ساعت 10:39  توسط مستوفی  | 

مشیت الهی بر این قرار گرفت
که پدری دلسوز و مهربان و عاشق راستین خاندان عصمت و طهارت (ع)
به ملاء اعلی پرواز کند و از زندان تن و سجن جهان رها شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ تیر۱۳۸۹ساعت 10:38  توسط مستوفی  | 

دست ویرانگر اجل، گل شکوفای زندگی ما را پرپر کرد
و اندوهی بیکران بر قلوب داغدار ما گسترد!

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ تیر۱۳۸۹ساعت 10:36  توسط مستوفی  | 

چون نوبت در رسد و منادی حق ندا در دهد، کوچ را باید بار بست و رحلت را باید آماده شد.

خوشا آنان که پیش از وقت، سفر آخرت را مهیا گشته، دیدار حق را به اشتیاق طالب آمدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۷ تیر۱۳۸۹ساعت 10:24  توسط مستوفی  | 

بی تو بودن را ندانیم، با تو بودن نتوانیم.

دلمان شکست، کالبدمان فرو ریخت، دیگر برنخواهیم خاست و قامت راست نخواهیم کرد!

مظهر وفا و صفا، مهر و صداقت، نمونه کامل انسانی والا و با فضیلت، اسوه بزرگی و بزرگواری، ناباورانه از میان ما رفت. چرا باور کنیم، این جدایی تلخ را؟

رفتی و با رفتنت، خنده‌ها خشکید و چهره‌ها پژمرد، ما ماندیم و داستان غم انگیز رفتنت!

ولی عطر وجود تو در تمام لحظات زندگی در عمق وجودمان باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۷ تیر۱۳۸۹ساعت 10:23  توسط مستوفی  | 

اعلامیه زیر توسط یکی از بازاریان خیر تهران قبل از مرگ نوشته شد (البته بدون ذکر تاریخ ترحیم):

آمدم آمدم به سوی تو باز         ای خدای کریم بنده نواز

اینک که جان به جان آفرین تسلیم نموده و در جوار رحمت او غنوده‌ام بدین وسیله از تمامی آنان که به هر اسم و رسم و عنوان با بنده در ارتباط  بوده‌اند حلالیت طلبیده و از مراحمشان تشکر می‌نمایم و از تقصیرات خود پوزش می‌طلبم و التماس دعای خیر دارم.

مجلس ترحیم از ساعت 10 تا 30 /11 صبح روز سه شنبه مورخ 19 آذر 87 (عید قربان) در مسجد ارک برگزار می‌گردد و توجه عزیزان را به موارد زیر جلب می‌نماید:‌

الف) انعقاد مجلس ختم تنها برای حفظ شعائر است و انتخاب مسجد ارک برای سهولت در امر رفت و آمد. پس خود را مقید به حضور در مجلس نسازید زیرا فاتحه را هر جا بخوانند اگر شایستگی داشته باشم از مزایای آن برخوردار می‌گردم.

ب) از هرگونه کارهای نمایشی از قبیل تهیه گل و تابلوهای مخصوص و پارچه نویسی و امثال آن خودداری و هزینه آن را صرف تهیه کتب مفید جهت کتابخانه مساجد و مدارس فرمایید که خیر بیشتری در بردارد.

ج) از درج آگاهی تسلیت در جراید و مخابره تلگراف و فاکس و امثال آن پرهیز و مخارج آن را صرف ایتام فرمایید.

آخرین کلام اینکه:

قائل آن همه گفتار امروز         سائل فاتحه و یاسین است.

                                                 بنده گنهکار - کاظم حاجی ترخانی

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:24  توسط مستوفی  | 

برای چهلم:

گر چه چهل روز گذشت از سفرت، ای گل ما
آتش داغ (عشق) تو خاموش نشد، در دل ما

گر چه چهل روز تو خاموشی و از ما دوری
روشنی نیست دگر در دل و در محفل ما

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:12  توسط مستوفی  | 

در سوک مادر:

مهربان‌تر از دل عاشق مادر، دل نیست
بر دو عالم (به دو گیتی)، چو دل صادق مادر، دل نیست

دل پاکی طلبیدم که کنم هدیه به او
هر چه گشتم به خدا، لایق مادر دل نیست!

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:11  توسط مستوفی  | 

من پله‌های پشت بام را جارو کرده‌ام
و شیشه‌های پنجره را شسته‌ام
آیا دوباره زنگ در، مرا به سوی انتظار صدا خواهد برد؟
... و اکنون نگاهم از شیشه گذشت، به کوچه دوید
و روی سنگ نوشته مزارت ایستاد،
آه یک سال تمام شد!!
و دریغا که هیچ‌کس جای خالی تو را در دل ما پر نکرد...
تو به همراه قاصدکان سبکبال رفته بودی
و ما اینک چقدر تنها ماندیم!!

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:11  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر یا مادر:

گرچه دیگر من نمی‌بینم گل روی تو را
خاطراتت را در این غمخانه پنهان (مهمان) می‌کنم

گوهر یک دانه‌ام، ای نازنین بابای من
تا ابد یاد تو را در سینه پنهان می‌کنم 

 بیت اول این طور هم گفته شده:
گرچه من دیگر نمی‌بینم گل روی پدر
خاطراتش را در این غمخانه مهمان می‌کنم

مصرع سوم به صورت‌های زیر هم گفته شده:
گوهر یک دانه‌ام، ای مادر خوبم بدان
گوهر یک دانه‌ام، ای نازنین مادرم
گوهر یک دانه‌ام، ای عزیز جان
گوهر یک دانه‌ام، ای نازنین بابای خوب

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:10  توسط مستوفی  | 

در سوک و سنگ قبر پدر:

روح پاکت با امیرالمؤمنین محشور باد
خانه قبرت به الطاف خدا، پر نور باد

ای چراغ زندگانی، ای پدر، یادت به خیر
خاطرت در باغِ فردوسِ برین، مسرور باد

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:9  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر:

دل ز قید خانمان خود بریدن، زود بود
مجلس سوک و عزا، بهر تو چیدن زود بود

رفتی و کردی عزیزانت همه ماتم نشین
ای پدر از آشیان خود بریدن زود بود

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:9  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر:

از ملک جهان رفت به جنت، پدر ما
برداشته شد، سایه لطفش، ز سر ما

افسرده نمی‌خواست، دمی همسر و فرزند
افسوس فلک کرد، پر از غم، جگر ما

به جای دمی؛ دل هم آمده

این یک بیت هم در وسط اضافه کرده‌اند:

رفت از سر ما سرور ما، تاج سر ما
زحمتکش مظلوم خدایا پدر ما

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ تیر۱۳۸۹ساعت 10:8  توسط مستوفی  | 

وصیت عجیب حسین پناهی

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید، تا پنجاه سانت به خدا نزدیک‌تر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیداً ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که ز گهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگی‌ام را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضور یابم قبلاً پوزش می‌طلبم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:58  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

چو ماه از کام ظلمت‌ها دمیدی
جهانی عشق، در من آفریدی

دریغا با غروب نابهنگام
مرا در کام ظلمت‌ها کشیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:49  توسط مستوفی  | 

در سوک پدر یا مادر:

دلا دیدی که آخر مادرم رفت
عزیز و مونس و جان پرورم رفت

ز دل رفته دگر شور و نشاطم
که آن آرام جان، تاج سرم رفت

روایت دیگر:

دلا دیدی که آخر مادرم رفت
یگانه همدم و آن یاورم رفت

شده ماتم سرا این کلبه ما
از آن روزی که آن تاج سرم رفت

ز دل رفته دگر شور و نشاطم
بنال ای دل که از کف مادرم رفت

این طور هم گفته شده:

دلا دیدی که آخر پدرم رفت
عزیز و مونس غم پرورم رفت

سرم از تاج او گوهر نشان بود
چو تاج پادشاهی از سرم رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:48  توسط مستوفی  | 

در سوک عزیزان:

گفتم که چرا رفتی؟ تدبیر نه این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود، چنین زود
گفتا که مگر مصلحت درست نه این بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:48  توسط مستوفی  | 

در سوک مادر:

مادر بهشت من همه آغوش گرم توست
گویی سرم هنوز به بالین نرم توست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست
هر لحظه با خیال تو، جانم به گفتگوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:47  توسط مستوفی  | 

در سوک مادر:

همی نالم که مادر در برم نیست
صفا و سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند
برابر با نگاه مادرم نیست

 به جای صفا و سایه (شکوه سایه) هم گفته شده
همچنین صفای سایه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:45  توسط مستوفی  | 

در سوک مادر:

بگو مادر هنوزم یادی از ما می‌کنی یا نه؟
درون خاک تیره، وا عزیزا می‌کنی یا نه؟

به هر دردی که گشتم مبتلا، کردی مداوایم
غم بی مادری را هم، مداوا می‌کنی یا نه؟ 

 در مصرع اول به جای هنوزم، «که آیا» هم گفته شده
در مصرع سوم «مداوایش» هم گفته شده
در اول مصرع چهارم «بگو مادر» هم بعضی مواقع اضافه می‌کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ تیر۱۳۸۹ساعت 10:45  توسط مستوفی  | 

مطالب قدیمی‌تر